تکنیکهای پیشگیرانه و تحلیل مسیر بحرانی (CPM) در مدیریت تأخیرات پروژه
فهرست مطالب
فهرست مطالب
یکی از حساسترین بخشها کنترل زمان و پیشگیری از تأخیرات است. تأخیرات، چه ناشی از تغییرات کارفرما باشد یا مشکلات اجرایی پیمانکار، میتوانند هزینه پروژه را افزایش داده، کیفیت را کاهش داده و اعتماد ذینفعان را از بین ببرند. مطابق با استاندارد PMBOK، مدیریت زمان پروژه شامل فرآیندهایی مانند تدوین زمانبندی، تعیین مسیر بحرانی، کنترل زمان پروژه و شناسایی ریسکهای زمانی است .این مقاله بهطور جامع روی دو حوزه کلیدی تمرکز دارد:
1. تکنیکهای پیشگیرانه برای کاهش تأخیرات
2. تحلیل مسیر بحرانی (CPM) برای تشخیص تأثیر واقعی تأخیرات
هر دو بخش با رویکرد استاندارد PMBOK و مثالها و نکات کاربردی ارائه شدهاند.
تکنیکهای پیشگیرانه برای کاهش تأخیرات
تکنیکهای پیشگیرانه مجموعه اقداماتی هستند که قبل از وقوع تأخیر اجرا میشوند تا احتمال تاخیر کاهش یابد یا تأثیر آن به حداقل برسد. این تکنیکها در PMBOK تحت مجموعه فرآیندهای Risk Responses – Preventive Actions – Control Schedule تعریف شدهاند.
در ادامه، مهمترین تکنیکهای پیشگیرانه بهصورت کاملاً کاربردی و قابل اجرا ارائه میشوند.
1. شناسایی ریسکهای زمانی و برنامهریزی پاسخ به ریسک
مبنای جلوگیری از تأخیرات، ریسکمحوری است.
مراحل استاندارد PMBOK:
· شناسایی ریسکهای زمانی
· تحلیل احتمال و تأثیر
· تحلیل کمی در پروژههای بزرگ
· تدوین استراتژی پاسخ
مهمترین ریسکهای معمول پروژهها:
· تأخیر در تأمین مصالح و تجهیزات
· ضعف عملکرد پیمانکاران جزء
· مشکلات فنی طراحی
· تعارضات کارفرما-پیمانکار
· شرایط غیرمترقبه (آبوهوا، بحرانها)
· کمبود منابع انسانی متخصص
· عدم تامین مالی به موقع
اقدامات پیشگیرانه:
· تنظیم برنامه زمانبندی با محدوده شناوری مناسب
· ایجاد برنامه تأمین موازی
· عقد قراردادهای پشتیبان
· انتخاب پیمانکاران جزء معتبر و تستشده
· کنترل طراحی قبل از شروع عملیات
2. بهروزرسانی مداوم برنامه زمانبندی (Rolling Wave Planning)
یک پروژه با برنامهریزی اولیه موفق نمیشود؛ برنامه باید زنده باشد و دائماً بهروزرسانی شود.
اقدامات پیشگیرانه:
· بازبینی هفتگی و ماهانه برنامه
· مقایسه برنامه واقعی با برنامه پایه (Baseline)
· شناسایی فعالیتهای در آستانه تأخیر
· تعریف اقدامات اصلاحی
نتیجه: این تکنیک باعث میشود تأخیرات قبل از تبدیل شدن به بحران شناسایی شوند.
3. مدیریت پشتیبان منابع
در PMBOK، مدیریت منابع یکی از پایههای جلوگیری از تأخیرات است.
روشهای پیشگیرانه:
· ایجاد ذخیره منابع انسانی متخصص
· انعقاد قرارداد تأمین تجهیزات با چند فروشنده همزمان
· افزایش ماشینآلات در فعالیتهای بحرانی
· استفاده از تخصیص و تسلیح منابع
فایده: دسترسپذیری منابع در فعالیتهای مهم تضمین میشود.
4. طراحی WBS دقیق و جلوگیری از ابهام در محدوده
ابهام در محدوده (Scope) یکی از اصلیترین دلایل تأخیرات است.
اقدامات پیشگیرانه طبق PMBOK:
· ساخت WBS کامل، شفاف و تفصیلی
· تعریف دقیق تحویلهای پروژه
· جلوگیری از تغییرات غیرکنترلشده
· ایجاد سیستم کنترل تغییرات
5. استفاده از تکنیکهای فشردهسازی برنامه (Schedule Compression)
وقتی ریسک تأخیر دیده میشود، قبل از وقوع:
دو ابزار PMBOK برای فشردهسازی:
1. Fast Tracking اجرای همزمان فعالیتهایی که معمولاً پشتسرهم انجام میشدند.
2. Crashing افزودن منابع برای کاهش مدت فعالیتها.
استفاده بهموقع از این ابزارها یک تکنیک پیشگیرانه مؤثر است.
تحلیل مسیر بحرانی برای تشخیص تأثیر واقعی تأخیرات
تحلیل مسیر بحرانی (CPM – Critical Path Method) ابزار اصلی PMBOK برای تشخیص تأثیر واقعی تأخیرات بر زمان پروژه است.
این تحلیل کمک میکند بفهمیم:
· کدام فعالیتها تأخیرپذیر نیستند
· کدام فعالیتها شناوری دارند
· تأخیر چه فعالیتی واقعاً بر کل پروژه اثر میگذارد
· تأخیر پیمانکار یا کارفرما چه زمانی "تأثیر واقعی" محسوب میشود
1. تعریف مسیر بحرانی
مسیر بحرانی طولانیترین مسیر پروژه است که کلیه فعالیت های داخل این مسیر دارای شناوری صفر ربوده و تاخیر هر فعالیت برابر با تاخیر کل پروژه میشود. و تأخیر در هر فعالیت این مسیر = تأخیر در کل پروژه
ویژگیها:
· شناوری زمان صفر (Total Float = 0)
· حساسترین مسیر عملیات
· معیار محاسبه تمدید مدت پیمان و لایحه تأخیرات
2. مراحل تحلیل مسیر بحرانی
الف) تعیین فعالیتها (Activity Definition)
الهامگرفته از WBS و دیکشنری فعالیت.
ب) تعیین روابط فعالیتها (Sequencing)
انواع روابط:
· FS
· SS
· FF
· SF
ج) تخمین مدت زمان فعالیتها (Duration Estimation)
با تکنیکهای:
· سهنقطهای (PERT)
· دیتابیس پروژههای مشابه
· نظر کارشناسی فنی
د) محاسبه مسیر بحرانی (CPM Calculation)
با دو مرحله:
1. Forward Pass تعیین زودترین شروع و پایان فعالیتها
2. Backward Pass تعیین دیرترین شروع و پایان فعالیتها
نتیجه
تشخیص دقیق:
· فعالیتهای بحرانی
· شناوری فعالیتهای غیربحرانی
· احتمال تأخیر کل پروژه
3. کاربرد مسیر بحرانی برای تشخیص تأخیر واقعی
به کمک CPM میتوان تعیین کرد:
1) تأخیر پیمانکار چه زمانی واقعی است؟
· اگر فعالیتی که پیمانکار تأخیر داده در مسیر بحرانی باشد آیا باعث انتقال مسیر بحرانی به فعالیتهای دیگر میشود؟
2) تأخیر کارفرما چه زمانی واقعی است؟
· تأخیر در پرداختها
· تأخیر در تحویل نقشهها
· تأخیر در تأمین مصالح کارفرما
· تأخیر در ابلاغ دستور کار
فقط زمانی واقعی محسوب میشود که:
· فعالیت متاثر در مسیر بحرانی باشد یا
· باعث تغییر مسیر بحرانی شود
4. تحلیل همبستگی تأخیرات
در پروژههای واقعی معمولاً:
· هم کارفرما تأخیر دارد
· هم پیمانکار
CPM کمک میکند تشخیص دهیم:
· سهم هر طرف چقدر است
· تأخیر ناشی از چه عاملی بوده
· کدام تأخیر، مسیر بحرانی را مختل کرده است
این نوع تحلیل، پایه اصلی تنظیم لایحه تأخیرات است.
نتیجهگیری
در این مقاله، مطابق استاندارد PMBOK، ابتدا سه محور اصلی مدیریت تأخیرات شامل تکنیکهای پیشگیرانه کاهش تأخیرات، تحلیل مسیر بحرانی (CPM) و روشهای ارزیابی تأثیر واقعی هر تأخیر بر برنامه زمانبندی بررسی شد. جمعبندی نهایی نشان میدهد که مدیریت حرفهای تأخیرات زمانی ، هنگامی موفق است که سه اصل کلیدی رعایت شود:
1. پیشگیری همواره مقدم بر اصلاح باشد؛ یعنی با کنترلهای اولیه، مدیریت ریسک و پایش مداوم، از ایجاد تأخیر جلوگیری شود.
2. تحلیل مسیر بحرانی بهصورت مستمر انجام گیرد تا مشخص شود چه فعالیتهایی بیشترین حساسیت زمانی دارند و چه تأخیرهایی واقعاً پروژه را عقب میاندازند.
3. برنامه زمانبندی پروژه پویا و دائماً بهروزرسانی شود تا هر تغییر، ریسک یا تأخیر بهسرعت منعکس و تصمیمگیری دقیقتری ممکن شود.